نیامدی و دیر شد... - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 8:30
نشستهام به در نگاه میکنمدریچه آه میکشدتو از کدام راه میرسیخیال دیدنت چه دلپذیر بودجوانی ام در این امید پیر شدنیامدی و دیر شد....
قبرستان عشق - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 8:30
میگفتند ازدواج قبرستان عشق استوقتی باهم زندگی کردنمان از یک سال گذشت، دوستت دارم گفتن ها کمتر شد، پیش می آمد که موقع حرف زدن نگاهم نکرده باشیمامان میگفت اولین بار که سر دیر خریدن شیرخشک بچه دعوایتان
عدل - تاریخ: 1397/10/6 ساعت: 12:31
تو را نه عاشقانه،نه عاقلانه،و نه حتی عاجزانه،که تو را عادلانه در آغوش می کشم!عدل مگر نه آن است که هر چیز سر جای خودش باشد؟سیمین_بهبهانی
... - تاریخ: 1397/10/6 ساعت: 12:31
کاترین : از حرفهای من ناراحت نشو ما هر دو یکی هستیم نباید عمدأ بین خودمان سوتفاهم بوجود بیاوریم.فردریک: چه جوری؟کاترین: آدمهایی که همدیگر رو دوست دارند مخصوصا بین خودشان سوتفاهم بوجود می آورند و دعوا
میقات - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 3:26
میقات این شعر حد شرعی دارد اگر/خواندنش دلت را بلرزاند!…در شهری که بر دیوارهایشصیغه ی ........نوشته اند/مبادا تلاقی سایه هایمان/خشم خدا را بر انگیزد؛دیدار ما رسمی باشد بهتر است!...تو را به شب شعر دعوت می کنم؛شبی که من باشم و تو،و شعری که از غزل چشم های ما/مستانه بر لبان مان/موزون برقصد!***آرام و مهرب...
دوستت دارم - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 3:26
دوستت دارم دوستت دارم عزیزم._ و اینجمله ای ست خبری _به دخترم گفتم:همه چیز عوض خواهد شد!وقتی که سال ها بعدضربان قلبتتند تر از همیشهخون رابه گونه های تُردَت می پاشد.شک خواهی کرد میان ماندن و رفتن،بیشتر اما خواهی گریست!تردیدخنجری ست فرو رفته در پهلویتو عشقملامت سنگینی که از مادرانتنسل به نسل توی گوش ها...
قسم به عشق - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 3:26
قسم به عشق قسم به عشق ک هیچ ب دل نشسته ای ز دل نخواهد رفت...!!! برچسبها: جملات کوتاه احساسی نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 22:21 توسط hala| |
.... - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 3:26
هنوز قهوههای کافهنادری خوبندهنوز بدیعزاده خوب میخواندهنوز سعدی خوب مینویسدو هنوز دلتنگ تو بودن خوب استخوب است که هیچکس اینجا نمیپرسد: «چرا دوتا قهوه؟»خوب است که هیچکس اینجا نمیفهمـد چرا دوتـا قهـوهخوب است که صدا به صدا نمیرسد اینجاوقتی داد میزنم: «آقا! دوتا قهوه!» ـ آقا!صدای خزان را پایین بیاور!دیگر...
چه سود گر بگویمت - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 3:26
چه سود گر بگویمتکه شام تا سحر نخفته امو یا اگر دمی به خواب رفته امتو را به خواب دیده امچه سود گر بگویمتکه بی تو با خیال توبه می پناه برده امو نقش ان دو چشم قصه گوبه جام پر شراب دیده امچه سود گر بگویمتکه دوریتچو شعله های تند تببه خرمن وجود منشراره های درد میزندو من درون ان زبانه هابنای این دل رمیده ر...
زنان - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 3:26
چرا زنان سن خود را کمتر از سن شناسنامه ای خود می دانند؟ چون روزهایی را که منتظر تولد کودکش بودهفقط با دلواپسی انتظار کشیده و زندگی نکرده.چون شبهایی که فرزندش مریض بودهدر کنار بستر او نشسته و گریسته و زندگی نکرده.چون زمانی که فرزندش بیرون از خانه بودهتا لحظه ورودش، فقط به در چشم دوخته و زندگی نکرده.چ...
ارغوان - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 3:26
ارغوان شاخه هم خون جدا مانده منآسمان تو چه رنگ است امروز؟آفتابی ست هوا؟ یا گرفته است هنوز ؟ من در این گوشه که از دنیا بیرون استآفتابی به سرم نیست از بهاران خبرم نیستآنچه می بینم دیوار استآه این سخت سیاه آنچنان نزدیک استکه چو بر می کشم از سینه نفسنفسم را بر می گرداندره چنان بسته که پرواز نگه در همین ...